از اصطکاک دو سیم مثبت و منفى برق مى جهد؛ تقابل دو اندیشه نیز فروغ مى بخشد.
از اصطکاک دو سیم مثبت و منفى برق مى جهد؛ تقابل و مشاوره دو اندیشه نیز فروغ مى بخشد. این گاهى پیش پاى انسان را روشن مى کند و احیانا افق وسیعى را منور مى سازد.

البته معناى مشورت این نیست که انسان خود را دربست در اختیار دیگران بگذارد؛ بلکه مقصود این است که در مشکلات از دیگران چاره جوئى کند،و راهنمائیهاى آنان را پس از تدبر و دقت کافى بکار گمارد.

در جنگ احزاب ، سپاه عرب بسان مور و ملخ به قصد تسخیر مدینه به سوى آن شهر هجوم آوردند. پیامبر شوراى نظامى تشکیل داد. یک افسر آزموده ایرانى ، سلمان فارسى ، پیشنهاد کرد که در نقاط آسیب پذیر شهر به پهناى سه قدم و به عمق دو قدم خندق بکنیم ، و در داخل خندق ، هر صد قدمى سنگر و پاسگاه و برجهاى مراقبت به وجود آوریم ، و سربازان نیرومند را واداریم که حفاظت خندق را به عهده بگیرند و از عبور و نزدیک شدن سپاه عرب جلوگیرى به عمل آورند، و متجاوزان را با پرتاب سنگ و تیر عقب برانند.


نظر این افسر ایرانى مورد پسند پیامبر و اعضاء شورا قرار گرفت و پس از 25 روز تلاش ، کار خندق پایان پذیرفت . سپاه عرب در برابر این فن نظامى انگشت تعجب به دندان گرفتند و پس از یک ماه معطلى ، با دادن چند کشته باز گشتند.

در ممالک توسعه یافته ، حکومتها براساس تشکیل مجلسین شورا و سنا استوار است .

ذلیلترین ملت کسانى هستند که زیر یوغ استبداد بسر مى برند و سرنوشت کشور را به دست یک فرد مى سپارند.

مشاوره یکى از تعالیم عالى اسلام است . خداى بزرگ به پیامبر دستور مى دهد که اى محمد (ص ) ((شاورهم فى الامر)) در امور اجتماعى و سیاسى با یاران و دوستان خود مشاوره بنما.


پیامبر در بیابان سوزان بدر که دشمن با نفرات چند برابر و سلاح کوبنده خود، هستى اسلام را تهدید به فنا مى کرد، شوراى جنگى با شکوهى تشکیل داد و رو به مردم کرد و فرمود: ((نظر و راى خود را درباره نبرد با قریش در این بیابان ابراز کنید. آیا صلاح این است که پیشروى کنیم و با دشمن روبرو شویم ، یا از این نقطه به مدینه باز گردیم ؟))

افسرى بنام مقداد برخاست و گفت : ((قلوب ما با توست . ما هرگز سخن بنى اسرائیل را دعوت به جهاد کرد، چنین جوابش ‍ دادند: ((اى موسى ! تو و خدایت بروید. نبرد کنید ما در اینجا نشسته ایم .)) ولى ما مى گوییم این محمد تو و خدایت بروید و جهاد کنید ما نیز با شما همراهیم . افسر دیگرى از افسران انصار به نام سعد معاذ برخاست و اشاره به بحر احمر کرد و گفت : (( اى قائد اعظم ، هرگاه تو وارد این دریا شوى ، ما نیز پشت سر شما وارد مى شویم و یک نفر از ما از پیروى شما سرباز نمى زند. ما هرگز از رو به رو شدن با دشمن نمى ترسیم . شاید در این راه خدماتى انجام دهیم که چشم شما را روشن گرداند.))


سخنان این دو افسر مورد تایید سر کرده هاى دیگر نیز قرار گرفت . شور و شعف عجیبى در انجمن افسران و سربازان به وجود آمد. تصمیم پیامبر را به پیشروى ، قطعى ساخت . او به وسیله شورا روحیه افسران و قدرت روحى سربازان خود را به دست آورد و فورا دستور حرکت صادر نمود.


او نه در این مورد، بلکه در موارد دیگر مانند جنگ احد، و خیبر به مشورت پرداخت حرکت صادر نمود.
او نه تنها در این مورد، بلکه در موارد دیگر مانند جنگ احد، و خیبر به مشورت پرداخت ، و نتایج بزرگى عائد او گردید.


جوانان کم تجربه باید از تجربیات مردان مجرب که سردى و گرمى روزگار را چشیده بهره مند گردند. ممکن است بر اثر کمى اطلاع ، ما روى کار را ببنیم و از درون آن آگاه نباشیم .


فتوحات بزرگى که در دوره خلیفه دوم نصیب مسلمانان گردید روى اصل مشاوره بود. خلیفه وقت مشکلات خود را با امیر مومنان در میان مى گذارد و رموز پیروزى و فتح در جنگها را از او مى آموخت .


وقتى خلیفه درباره نبرد با دولت ساسان با على (ع ) مشورت کرد و گفت ((اگر اصلاح باشد، خودم نیز در این جنگ شرکت کنم .)) امیر مومنان در پاسخ وى گفت : ((اگر مسلمانان در این نبرد شکست بخورند وشما نیز در میان آنها باشید در این صورت براى آنها پناهگاهى نخواهد بود، و آنان با شکست روبرو شوند، شما مى توانید براى آنان کمک بفرستید و آنان نیز مى توانند از این نقطه به عنوان یک پناهگاه استفاده کنند.))

منبع:رمز پیروزى مردان بزرگ

مؤ لف : آیة اللّه جعفر سبحانى