اگر انسان جداى از هر نوع علاقه به اسلام و یا دشمنى با آن، با نظرى مثبت و
غیرمغرضانه به مسائل بنگرد، مسلماً اطمینان مى یابد که اسلام موجب بیدارى
اعرابى شد که نسلهاى متمادى در غفلت و جهل به سر مى بردند و عامل چنین
بیداریى در مرحله اول این بود که اسلام، یک انقلاب اجتماعى بود.
اما بارزترین جنبه این انقلاب از جهت اجتماعى، گستردگى نظرى بود که
شامل حال تمام طبقات اجتماعى، غنى و فقیر، عزیز و ذلیل و ظالم و مظلوم
مى گردید. اسلام اختلافات طبقاتى که مرحله تاریخى آن عصر و شرایط مکانى،
آن را مى پذیرفت ریشه کن کرد و فشار سوداگرانه اى را که در آن زمان وجود
داشت از میان برد. به اعراب آموخت که در اجتماع بزرگى زندگى مى کنند و
ملتهاى دیگرى هم با آنان مى زیند. آنها همگى برادر و همکار و همگام و
پشتیبان یکدیگرند. برترى افراد تنها به اندازه تلاش و نیکوکاریشان است.
اگر انسان خود را از هر نوع علاقه به مسلمانان و یا دشمنى با آنان خالى کند
و بى طرفانه و با یک نظر مثبت، درباره پیدایش اسلام و مسلمانان اولیه و اثر
وجودى آنان مطالعه کند، اطمینان مى یابد که دوران کوتاه صدر اسلام از نظر
کرامت روح و وجدان، غنى ترین دوره انسانیّت است و در مى یابد که در آن
عصر، افکار زنده اى وجود داشت که از انسان فرد کاملى مى ساخت که داراى
احساس و فکر و گفتار و کردار هماهنگى مى شد و کار، سخن و اندیشه و
احساس را مبدّل به یک واحد ناگسستنى مى کرد. اخلاص به اصول این انقلاب
اجتماعى در بیشتر اوقات به حد فداکارى و جانفشانى رسیده بود.




منبع: امام على (ع) صداى عدالت انسانى  مؤلف:جرج جرداق