درس اول:مخارج حروف


«مخارج» جمع مخرج است و مقصود از آن جایی است که حرف، تلفظ می‌شود و در حلق و زبان و لب قرار دارد وجوف مخرج، حروف مدّ است. اگر خواستی مخرج حرفی را بیابی، قبل از آن حرف همزه‌ای بیاور و حرف را ساکن گردان، هرجا صدا تمام شد؛ مخرج آن حرف است.

مثلاً : اگر خواستی مخرج «با» را بشناسی؛ بگو : أب. می‌بینی صدا میان دو لب ـ در حالی که به هم چسبیده‌اند ـ به آخر می‌رسد. بنابراین، مخرج «با» بین دو لب به هم چسبیده است.

و برای یافتن مخرج «جیم» بگو : أج. می‌بینی صدا بین وسط زبان و سقف دهان به آخر می‌رسد؛ لذا مخرج «جیم» وسط زبان با نزدیک شدن به میانه سقف دهان است.

و همچنین «غین». مثلاً : برای بدست آوردن مخرج آن می‌گوییم : أغ. می‌بینیم صدا در اول حلق از طرف زبان تمام می‌شود پس مخرج آن اول حلق است. و نظایر این ...

اکنون به تلفظ حروف از مخارج مربوط، به کیفیتی که یاد شد؛ توجه کنید :

 

1- جَوْف

جوف، مخرج محدودی نیست بلکه همان فضای خالی و طولانی است که از سینه شروع می‌شود و تا بیرون دهان ادامه دارد و از حلق و دهان می‌گذرد.

این، مخرج حروف مدّ سه‌گانه است؛ لذا نمی‌توان این حروف را به تنهایی تلفظ کرد، بلکه باید قبل از آنها حرفی قرار بگیرد که دارای مخرج محدوداست  تا صدا از آنجا آزاد شود. [و در حرف مدّ ادامه پیدا کند.]

حروف مدّ عبارت است از :

- الف: جَا، شَا.

- یای ساکنی که ما قبل آن کسره (ـِ) باشد: جِی، سِی.

- واو ساکنی که ماقبل آن ضمه (ـُ) باشد: قُو، سُو.

مقدار کشیدن این حرف برحسب سبب مد، همزه (ء) یا سکون (ـْ) [که بعد از آن واقع شود] تعیین می‌گردد.

2- حلق

از حلق، شش حرف به ترتیب زیر تلفظ می‌شود :

 -از تَهِ حلق ؛یعنی، قسمتی که به طرف سینه است .همزه و ها تلفظ می‌شود : (أَءْ، أَءْ)؛ (أَه‍ْ، أَهْ‍).

-از وسط حلق، عین و حا تلفظ می‌شود : (أَعْ، أَعْ)؛ (أَحْ، أَحْ).

    - از اول حلق ؛یعنی، قسمت نزدیک به دهان،غین و خا تلفظ می‌شود : (أَغْ، أَغْ)، (أَخْ،  أَخْ).

3- زبان

 از زبان هیجده حرف طبق تقسیم زیر، تلفظ می‌شود :

- از ته زبان نزدیک به حلق، قاف تلفظ می‌شود: (أَقْ، أقْ).

- از ته زبان ولی کمی بیرون تر از مخرج قاف، کاف تلفظ می‌شود : (أَکْ، أَکْ).

-از وسط زبان با نزدیک شدن به سقف دهان؛ جیم و شین و یا تلفظ می‌شود : (أَجْ، أَجْ)، (أَشْ، أَشْ)، (أَیْ، أَیْ).

- از پشت زبان (یا پشت آخر زبان) با چسبیدن به بُن (ته) دندان های پیشین بالا، طا و دال و تا تلفظ می‌شود : (أَطْ، أَطْ)، (أَدْ، أَدْ)، (أَتْ، أَتْ).

- باز از پشت (آخر) زبان با چسبیدن به نوک دندان های پیشین بالا، ظا و ذال و ثا تلفظ می‌شود :

-  (أَظْ، أَظْ)، (أَذْ، أَذْ)، (أَثْ، أَثْ).

توجـــه : هنگام تلفظ این سه حرف باید قسمت جلوی زبان که شامل آخر و نوک زبان است، از دندان های پیشین بگذرد و ظاهر شود.

- از آخر زبان با چسبیدن به بُنِ دندان های پیشین بالا، نون تلفظ می‌شود : (أَنْ، أَنْ).

-  از آخر زبان با نزدیک شدن به بُنِ دندان های پیشین بالا، بدون چسبیدن، «را» تلفظ می‌شود: (أَرْ، أَرْ).

از نوک زبان با نزدیک شدن به دندان های[ پیشین بالا، بدون چسبیدن، صاد و زا و سین تلفظ می‌شود :

  (أَصْ، أَصْ) (أَزْ، أَزْ) (أَسْ، أَسْ).

-از کنار (پهلوی) زبان با چسبیدن به دندان های آسیاب بالا که در موازات آن قرار دارد؛ ضاد تلفظ می‌شود.

[این حرف را می‌توان به سه شکل ادا کرد :

1-   کنار راست زبان با دندان های آسیاب بالای سمت راست.

2-   کنار چپ زبان با دندان های آسیاب بالای سمت چپ.

3-   هر دو کنار زبان با دندان های آسیاب بالا از دو طرف.

و برای ضبط این مخرج، باید وسط زبان را پایین آوردتا هنگام چسباندن یک یا دو کنار زبان به دندان های آسیاب بالا با سقف دهان منطبق نشود: (أَضْ، أَضْ).]

- از کنار زبان به طرف جلو، پس از مخرج ضاد، لام تلفظ می‌شود؛ به شرط چسبیدن آن به دندان های موازی بالا ؛یعنی،دو دندان پیش و دندان بعداز آن ودندان نیش و دندان بعد ازآن): (أَلْ، أَلْ).

4- لَب

از مجموع دو لب چهار حرف به ترتیب زیر تلفظ می‌شود :

- از بین دو لب در صورت انطباق (به هم رسیدن) دو حرف با و میم، تلفظ می‌شود : (أَبْ، أَبْ)؛ (أَمْ، أَمْ).

و بدون انطباق آنها، واو تلفظ می‌شود : (أَوْ، أَوْ).

-   از لب پایینی با چسبیدن به نوک دندان های پیش بالا «فا» تلفظ می‌شود : (أَفْ، أَفْ).

                           

                              درس دوم: بعضی صفات مهم حروف

 

هر حرف حداقل دارای پنج صفت است که با کمک آنها فرق بین هر حرف از دیگری حاصل می‌شود و مهم ترین آنها عبارت است از :

شدَِّت و رَخَاوَت:

 شِدّت : به معنی حبس صدا است [که بر اثر برخورد مخرج، صدا به قوّت آزاد می‌شود] این حالت را هنگام تلفظ این حروف آشکارا حس می‌کنیم :

(أَجْ) (أَدْ) (أَقْ) (أَطْ) (أَبْ) (أَکْ) (أَتْ)

حروف شدت را در این مجموعه جمع کرده‌اند :

(أَجِدْ قَطْ بَکَتْ)

 رَخاوت: بر عکس شدّت به معنی جریان صدا است؛ همچون: (أَسْ) (أَلْ) (أَمْ) (أَثْ) (أَظْ) و همچنین بقیه حروف (غیر از حروف شدت).

 

اِسْتِعْلا و اِسْتِفَال:

 اِسْتِعْلا:یعنی،پر ساختن حرف هنگام تلفظ. استفال [برعکس آن]؛ یعنی، باریک ساختن حرف؛ لذا هنگام گفتن : (أَخْ) (أَصْ) (أَضْ) (أَعْ) (أَطْ)؛ باید حرف را چنان پر تلفظ کرد که زبان بالا رود و هنگام تلفظ (أَحْ) (أَدْ) (أَسْ) (أَلْ) (أَکْ) و بقیه حروف استفال؛ باید حرف باریک شود تا زبان پایین آید.

حروف استعلا در این مجموعه دیده می‌شود : (خُصَّ ضَغْظٍ قِظْ) و در بقیه حروف الفبا صفت استفال هست.

 

تَفَشِّّّّّی:

تفشّی، صفتی مخصوص شین است و مقصود از آن انتشار هوا در مخرج می‌باشد. هنگامی که بگوییم: (أَشْ) می‌بینیم هوا در مخرج شین پخش می‌شود و در نتیجه زبان به سقف دهان نمی‌چسبد.

 

تَکْراَر:

تکرار؛ یعنی، به حرکت آوردن آخر زبان و فقط در «را» وجود دارد و مقدار آن نباید از یکبار حرکت تجاوز کند. این تکرار سبب حصول فرق بین «را» و حروف دیگر است : (أَرْ) (أَرْ)

 

صَفیر:

هنگام تلفظ(أَصْ) (أَسْ) (أَزْ) صدایی از صاد و سین و زا،شنیده می‌شود که شبیه سوت است.[ این صدا را صفیر می‌نامند]و مخصوص این سه حرف است. با صفیر یک نوع جریان هوا همراه است که آن را «هَمْس» گویند.

 

قَلْقَله:

مقصود از قلقله : اضطراب و به هم آمدن حرف هنگام تلفظ است. هنگام تلفظ(أَقْ) (أَطْ) (أَبْ) (أَجْ) (أَدْ) و یا تلفظ(یَقْتُلُونَ) (مُحیطْ) (مَآبْ) (ألْخُرُوجْ) (شَدِیْد)؛ باید صدا پس از فشار
(روی مخرج) حرکت سبکی از خود نشان دهد به شرط اینکه به حرکت کامل تبدیل نشود تا سبب از بین رفتن سکون حرف، نگردد. حروف قلقله را در این مجموعه می‌بینیم : (قُطْبُ جَد).

 

غُنّه:

غُنّه : صدایی است ـ به مقدار دو حرکت ـ که از میم و نون شنیده می‌شود.

مخرج غنّه خیشوم است؛ مثال : (أَنَ) (أَمَّا).

موارد وجود غنه پنج است :

 

1- هنگام ادغام کردن نون ساکن و تنوین در «یا» و «نون» و «میم» و «واو».

2- هنگام اخفا کردن نون ساکن و تنوین درپانزده حرف .

3- هنگام اخفا کردن میم ساکن در «با».

4- هنگام ادغام کردن میم ساکن در میم.

5-هنگام تشدید (ـّ) داشتن نون و میم.

 

فرق بین بعضی حروف شبیه به هم

 فرق «ذ» و «ز»:

ذال ،از پشت زبان با چسبیدن به نوک دندانٍٍٍٍ- های پیشین بالا تلفظ می‌شود، اما مخرج

زا، نوک زبان با نزدیک شدن به دندان های مذکور می‌باشد؛ لذا هنگام تلفظ ذال باید

آخر زبان بیرون آید، اما در زا، نَهْ. می‌گوییم :


(أَذْ) (أَزْ) (یَذْرَؤُکُمْ) (تَزْرَعُونَهُ) (أَلَّذِینَ) (زَعَمْتُمْ).


و زا، دارای صفت صفیر است  و صدای آن را می‌شنویم اگربگوییم : (أَزْ)

فرق «ث» و «س»:

«ثا» و «سین» با یکدیگرهمان فرقی رادارند که ذال و زا، با یکدیگر داشتند، زیرا سین

از مخرج زا، تلفظ می‌شود و صفت صفیر دارد : (أَسْ) (وَأسْأَلْ) (سَأَلَ)؛ در حالی که ثا

از مخرج ذال تلفظ می‌شود و صفت هَمْس و رخاوت در آن واضح است : (أثَّاقَلْتُمْ).

فرق «ش» و «ج»:


شین و جیم هر دو از وسط زبان تلفظ می‌شوند و تفاوت بین آنهادر صفت همس در شین

و صفت جَهْر در جیم است.

و همچنین صفت تفشی از خصوصیات شین است؛ یعنی، هنگام تلفظ آن، هوا در

وسط زبان پخش می‌شود؛ لذا وسط زبان به سقف دهان نمی‌چسبد، بلکه اجازه می

دهد هوا بگذرد و منتشر شود : (أَشْیَاء) (أَشْیَاء). در جیم، صفت شدت وجود دارد؛

یعنی، هنگام تلفظ آن هوا حبس می‌شود و این حالت، در جیم واضح است؛ وقتی

می گوییم : (أَجْ) (أَجْرَمُوا).

فرق «ض» و «ظ»:

ظا، از پشت آخر زبان با چسبیدن به نوک دندان های پیشین بالا، تلفظ می‌شود و در این

حالت ،آخر زبان بیرون می‌آید، اما مخرج ضاد، کنار زبان با چسبیدن به دندان های

آسیاب بالا موازی است؛ لذا مخرج ظا از مخرج ضاد دور است :


(أَظْ) (أَلَّظلِمّینَ) (أَظْلَمُ) (ظَهِیر) (ظَلَمَکَ).


(أَضْ) (وَلَاألضَّآلِّینَ) (یُضِلُّ) أَضَلُّ) (یَضْرِبُونَ).


و همچنین صاد، دارای صفت استطالت است برخلاف ظا. استطالت ـ که مخصوص ضاد

است ـ عبارت از امتداد فشار روی صدا در تمام مخرج است؛ یعنی،هنگام تلفظ ضاد،

صدا، تمام کنار زبان را فرا می‌گیرد.

 

به امید حق ، ادامه درس رو درصفحات بعد مینویسم  .

 

منبع:کتاب تجوید آسان

مؤلف: دکتر ابو عاصم عبدالعزیز عبدالفتّاح قاری

مترجم:عبدالکریم محمدی