-بـگـو: اى بـنـدگـان مـن کـه بـر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد.

 - و بـه درگـاه پـروردگـارتـان بازگردید، و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید سپس از سوى هیچکس ‍ یارى نشوید.

 - و از بـهـتـریـن دسـتـوراتـى کـه از سـوى پـروردگـارتـان بـر شـمـا نازل شده پیروى کنید، پیش از آنکه عذاب (الهى ) ناگهانى به سراغ شما آید در حالى که از آن خبر ندارید.

(۵٣-۵۵سوره مبارکه زمر )

از مـشـکـلات مـهـمـى کـه بـر سـر راه مسائل تربیتى وجود دارد احساس گناهکارى بر اثر اعمال بد پیشین است ، مخصوصا زمانى که این گناهان سنگین باشد که این فکر دائما در نظر انسان مجسم مى شود که اگر بخواهد مسیر خود را به سوى پاکى و تقوا تغییر دهد، و به راه خدا باز گردد چگونه مى تواند از مسئولیت سنگین گذشته خود را برهاند، این فـکـر مـانـنـد کـابـوسـى وحـشـتناک بر روح او سایه مى افکند، و چه بسا او را از تغییر بـرنـامـه زنـدگـى و گـرایـش به پاکى باز مى دارد به او مى گوید توبه کردن چه سود؟!

زنـجـیـر اعـمـال گذشته ات همچون یک طوق لعنت بر دست و پاى تو است ، اصلا تو رنگ گناه پیدا کرده اى ، رنگى ثابت و تغییرناپذیر!

کسانى که با مسائل تربیتى و گنهکاران توبه کار سر و کار دارند آنچه را گفتیم به خوبى آزموده اند، آنها مى دانند که این چه مشکل بزرگى است ؟

در فـرهـنـگ اسـلامـى کـه از قـرآن مـجـیـد گـرفـتـه شـده ایـن مـشـکـل حـل شـده ، و توبه و انابه را هر گاه با شرائط همراه باشد وسیله قاطعى براى جـدا شدن از گذشته ، و آغاز یک زندگى جدید، و حتى (تولد ثانوى ) مى داند کرارا در روایات درباره بعضى از گنهکاران مى خوانیم کمن ولدته امه : (او همانند کسى است که از مادر متولد شده )!

بـه ایـن تـرتـیـب قـرآن درهاى لطف الهى را به روى هر انسانى در هر شرائطى و با هر گـونـه بـار مـسـؤ لیـتى باز مى گذارد و نمونه زنده اش ‍ آیات فوق است که با انواع لطـائف بـیـان مـجـرمـان و گـنـاهـکـاران را بـه سـوى خـدا دعـوت مـى کـنـد و بـه آنـهـا قول مى دهد که مى توانند خود را از زندگى گذشته به کلى جدا کنند.

در روایـتـى از پـیامبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم التائب من الذنب کمن لا ذنب له : (کسى که از گناه توبه کند همانند کسى است که اصلا گناه نکرده است .)

هـمـیـن مـعـنـى بـا اضـافـه اى از امـام بـاقـر (عـلیـه السـلام ) نـقـل شـده کـه فـرمـود: التـائب من الذنب کمن لا ذنب له ، و المقیم على الذنب و هو مستغفر منه کـالمستهزء: (کسى که از گناه توبه کند همچون کسى است که گناه نکرده ، و کسى که استغفار مى کند و با اینحال به گناه ادامه مى دهد مانند کسى است که مسخره مى کند.)

ولى بـدیهى است این بازگشت به سوى رحمت الهى نمى تواند بیقید و شرط باشد که او حـکـیـم اسـت و کـارى بـیـحساب نمى کند، اگر آغوش رحمتش را به روى همگان گشوده و پـیوسته آنها را به سوى خود مى خواند، وجود آمادگیهائى در بندگان نیز لازم است . از یکسو باید با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونى و دگرگونى بنیادى پیدا کنند.

از سـوى دیگر باید بعد از بازگشت پایه هاى ایمان و اعتقاداتشان که بر اثر طوفان گناه فرو ریخته نوسازى و تجدید بنا شود.

و از سـوى سـوم بـایـد بـا اعـمـال صـالح نـاتوانى روحى و ضعف اخلاقى خود را جبران نـمـایـنـد، البـتـه هـر قـدر گـنـاهـان سـابـق سـنـگـیـنـتـر بـوده بـایـد اعـمـال صـالحـتـرى انـجـام دهـنـد، و این دقیقا همانست که قرآن در سه آیه فوق تحت عنوان انابه و اسلام و اتباع از احسن بیان کرده است .

منبع: تفسیر نمونه جلد 19

مؤ لف : جمعی از فضلا