مسئله مسخ شدن خیلی مهم است . مسخ یعنی چه ؟ شنیده‏اید که می‏گویند در
 میان امم سالفه مردمی بودند که در اثر اینکه مرتکب گناهان زیاد شدند ، مورد نفرین پیغمبر زمان خود واقع ، و مسخ شدند ، یعنی به یک حیوان تبدیل‏  شدند ، مثلا به میمون ، گرگ ، خرس و یا حیوانات دیگر . این را " مسخ‏"  می‏گویند . حال ، این مسخ به چه صورت است ؟ آیا " انسانها مسخ شدند  . یعنی واقعا حیوان شدند ؟

 یک مطلب [ مسلم‏ است ] و آن این است که انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشود تبدیل به‏ یک حیوان نشود ،به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممکن است مسخ شود تبدیل‏  به یک حیوان شود و بلکه تبدیل به نوعی حیوان شود که در عالم ، حیوانی به‏  آن بدی و کثافت وجود نداشته باشد . قرآن از " « بل هم اضل »"  
سخن می‏گوید ، یعنی از مردمی که از چهارپا  هم پست‏تر هستند . مگر می‏شودانسان  واقعا از نظر روحی تبدیل به یک حیوان‏  شود ؟ بله ، چون شخصیت انسان به خصائص اخلاقی و روانی اوست . اگر خصائص اخلاقی و روانی یک انسان ، خصائص و اخلاقی  یک درنده بود ، خصائص و اخلاقی یک بهیمه بود ، او واقعا مسخ شده است ، یعنی روحش‏
 حقیقتا مسخ و تبدیل به یک حیوان شده است .

جسم خوک با روح آن تناسب‏  دارد و انسان ممکن است تمام خصلتهایش خصلتهای خوک باشد . اگر انسانی‏  اینگونه باشد ، از انسانیت منسلخ شده و در معنی و باطن و [ نزد ] چشم‏  حقیقت‏بین و در ملکوت ، واقعا یک خوک است و غیر از این چیزی نیست .

 پس انسان معیوب ، گاهی به مرحله انسان مسخ شده می‏رسد . ما اینها را  کمتر می‏شنویم و شاید بعضی خیال کنند اینها مجاز است و دیرتر باورشان‏  بیاید ، ولی حقیقت است .
 شخصی می‏گوید : با امام زین‏العابدین ( ع ) در صحرای عرفات بودیم . از  آن بالا که نگاه کردم ، دیدم صحرا از حاجی موج می‏زند . به امام عرض کردم‏  " ما اکثر الحجیج الحمد لله چقدر امسال حاجی زیاد است . امام فرمود : "
 « ما اکثر الضجیج و اقل الحجیج » "

چقدر فریاد زیاد است و چقدر حاجی کم است . آن شخص می‏گوید من نمی‏دانم امام چه کرد و چه بینشی به من‏  داد و چه چشمی را در من بینا کرد که وقتی به من گفت حالا نگاه کن ، دیدم‏ صحرایی است پر از حیوان ، یک باغ وحش‏کامل که فقط یک عده انسان هم در لابلای این حیوانها دارند حرکت می‏کنند . فرمود : حالا می‏بینی ؟ باطن قضیه‏  این است . از نظر اهل باطن و اهل معنی ، این مسئله ، امری به واضحی این‏
 چراغهاست ، حال اگر ذهن متجدد ماب بعضی از ما نمی‏خواهد قبول کند ،  اشتباه می‏کنیم . در زمان خود ما افرادی بوده و هستند که می‏توانند حقیقت‏  انسانها را درک کنند و ببینند .

 انسانی که مانند یک بهیمه و چهارپا جز خوردن و خوابیدن و جز عمل جنسی‏   [ فکر دیگری ندارد ] و فقط در فکر این است که بخورد و بخوابد و لذت‏  جنسی ببرد ، اصلا روحش یک چهارپاست و غیر از این چیزی نیست .

واقعا باطن چنین انسانی مسخ شده است ، فطرتش مسخ شده است ، یعنی خصلتهای‏  انسانی که درباره آن توضیح خواهیم داد و انسانیت ، به کلی از او گرفته‏
 شده است و به جای آنها خودش برای خودش خصلتهای حیوانی و خصلتهای‏  بهیمه‏ای و درندگی کسب کرده است .

 در سوره مبارکه نبأ می‏خوانیم : " « یوم ینفخ فی الصور فتانون افواجا 0   وفتحت السماء فکانت ابوابا 0 و سیرت الجبال فکانت سرابا »"

 در روز قیامت مردم گروه گروه مبعوث و محشور می‏شوند . مکرر در مکرر  پیشوایان دین گفته‏اند که فقط یک گروه از مردم به صورت انسان محشور  می‏شوند . گروههایی به صورت مورچگان ، گروههایی به صورت بوزینگان ،  گروههایی به صورت عقربها ، گروههایی به صورت مارها و گروههایی به صورت‏  پلنگها مبعوث می‏شوند . چرا ؟ مگر ممکن است خدا انسانی را بی‏جهت به‏ صورت آنها درآورد ؟ آن  که در دنیا جز گزندگی کاری نداشته و تمام لذتش آزار رسانی است ، به‏  صورت واقعی خودش که عقرب است ، محشور می‏شود ، و آن کس که در دنیا  کاری جز میمون صفتی ندارد . در قیامت قطعا به صورت یک میمون محشور  می‏شود و کسی که [ در دنیا مانند ] یک سگ است ، به صورت یک سگ محشور  می‏شود . " « یحشر الناس علی نیاتهم » "  مردم در قیامت مطابق‏  منویات و مقاصد و خواسته‏ها و مطابق خصلتها و صفات واقعی‏شان محشور   می‏شوند .

شما در این دنیا چه هستید ؟ چه می‏خواهید باشید ؟ چه چیز را  می‏خواهید ؟ آیا خواسته‏های شما خواسته‏های یک انسان است یا خواسته‏های یک‏  درنده است ؟ یا خواسته‏های شما خواسته‏های یک چرنده است ؟ هر چه که‏  خواسته شما باشد ، شما همان هستید ، و همان محشور می‏شوید که هستید .

 این است که ما را از همه پرستشها ، جز خداپرستی منع می‏کنند . هر چه را  که ما بپرستیم همان چیز می‏شویم . اگر پول پرست شویم ، پول جزء ماهیت ما   جزء وجود ما می‏شود . این پول در قیامت ، همان فلز گداخته است .

قرآن‏  که این موجودهایی که در دنیا ، این فلز جزء وجودشان شده و غیر از پرستش‏
 این فلز ، کار دیگری نداشته‏اند ، می‏گوید : " « الذین یکنزون الذهب و  الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم 0 یوم یحمی علیها فی‏  نارجهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لانفسکم »"

 همین پولها او را در  آن دنیا داغ می‏کنند ، آتشهای جهنم او هستند . این یکی از چیزهایی‏  است که انسان را مسخ می‏کند .

انسان عقده‏دار ، انسان معیوب است ، انسانی که یک ماده از  مواد این عالم را پرستش می‏کند نه اینکه ماده‏ای را مورد استفاده قرار می‏دهد یک انسان معیوب و یک انسان مسخ شده است .



منبع:انسان کامل «شهید مرتضی مطهری»