از مهمترین رویدادهاى زندگى بشر  ،پیدایش خط، و راه افتادن قلم بر صفحه کاغذها یا سنگها بود، و همان بود که دوران تاریخ را از ما قبل از تاریخ جدا کرد.گردش نیش قلم بر صفحه کاغذ، سرنوشت بشر را رقم مى زند، لذا پیروزى و شکست جوامع انسانى به نوک قلمها بسته است .

((قلم )) حافظ علوم و دانشها، پاسدار افکار اندیشمندان ، حلقه اتصال فکرى علما، و پل ارتباطى گذشته و آینده بشر است ، و حتى ارتباط آسمان و زمین نیز از طریق لوح و قلم حاصل شده است !قلم انسانهائى را که جدا از هم ، از نظر زمان و مکان ، زندگى مى کنند پیوند مى دهد، گوئى همه متفکران بشر را در تمام طول تاریخ ، و در تمام صفحه روى زمین در یک کتابخانه بزرگ جمع مى بینى !

((قلم )) رازدار بشر، و خزانه دار علوم ، و جمع آورى کننده تجربیات قرون و اعصار است ، و اگر قرآن به آن سوگند یاد مى کند به همین دلیل است زیرا همیشه سوگند به یک امر بسیار عظیم و پرارزش یاد مى شود.و البته ((قلم )) وسیله اى است براى ((ما یسطرون )) و نوشته ها که قرآن به هر دو سوگند یاد کرده است ، هم به ((ابزار)) و هم به ((محصول )) ابزار.

در بعضى از روایات آمده است که (ان اول ما خلق الله القلم ) ((نخستین چیزى را که خدا آفرید قلم بود)).این حدیث را محدثان شیعه از امام صادق (علیه السلام ) نقل کرده اند و در کتب اهل سنت به عنوان یک خبر معروف نیز آمده است .

و در حدیث دیگرى آمده است : (اول ما خلق الله تعالى جوهرة ) ((نخستین چیزى را که خدا آفرید گوهرى بود))و در بعضى از اخبار نیز آمده است : (ان اول ما خلق الله العقل ) ((نخستین چیزى را که خدا آفرید عقل و خرد بود)).

توجه به پیوند ویژه اى که در میان ((گوهر)) و ((قلم )) و ((عقل )) است مفهوم ((اول بودن )) همه آنها را روشن مى کند.

در ذیل حدیثى که در بالا از امام صادق (علیه السلام ) نقل کردیم آمده است که خداوند بعد از آفرینش قلم به او فرمود: بنویس ! و او آنچه را بوده و خواهد بود تا روز قیامت نوشت !گرچه قلم در این روایت اشاره به قلم تقدیر و قضا و قدر است ، ولى هر چه هست نقش قلم را در سرنوشت بشر و مقدرات او روشن مى سازد.پیشوایان اسلام در احادیث متعددى به یاران خود تاءکید مى کردند که به حافظه خود قناعت نکنند، و احادیث اسلامى و علوم الهى را به رشته تحریر درآورند، و براى آیندگان به یادگار بگذارند.

بعضى از دانشمندان گفته اند: البیان بیانان : بیان اللسان ، و بیان البنان و بیان اللسان تدرسه الاعوام ، و بیان الاقلام باق على مر الایام !

((بیان دو گونه است : بیان زبان ، و بیان قلم ، بیان زبان با گذشت زمان کهنه مى شود و از بین مى رود، ولى بیان قلمها تا ابد باقى است ))!

و نیز گفته اند: (ان قوام امور الدین و الدنیا بشیئین القلم و السیف و السیف تحت القلم : ((پایه امور دین و دنیا بر دو چیز است : ((قلم )) و ((شمشیر)) و شمشیر زیر پوشش قلم قرار دارد))!همین معنى را بعضى از شعراى عرب چنین به نظم آورده :کذا قضى الله للاقلام مذ بریتان السیوف لها مذ ارهفت خدم !((خداوند اینگونه براى قلم از آن روز که تراشیده شد مقدر کرده است که شمشیرهاى تیز خدمتگزار آن باشند))!

(این تعبیر اشاره لطیفى است به تراشیدن قلم به وسیله چاقو و قرار گرفتن تیغهاى تیز در خدمت قلم از آغاز کار).شاعر دیگرى با استناد به آیات مورد بحث در این زمینه مى گوید:اذا اقسم الابطال یوما بسیفهمو عدوه مما یجلب المجد و الکرمکفى قلم الکتاب فخرا و رفعةمدى الدهر ان الله اقسم بالقلم !((آن روز که جنگجویان قهرمان به شمشیرهاى خود سوگند یاد کنند.و آن را اسباب بزرگى و افتخار بشمرند.براى قلم نویسندگان همین افتخار و سربلندى در تمام دوران جهان بس ‍ که خداوند سوگند به قلم یاد کرده است (و نه به شمشیر))).

و راستى چنین است چرا که پیروزیهاى نظامى اگر از ناحیه فرهنگ نیرومندى تضمین نگردد هرگز پایدار نخواهد بود، مغولها در تاریخ ایران بزرگترین پیروزى را کسب کردند ولى چون ملت بى فرهنگى بودند به زودى در فرهنگ اسلام و ایران حل شدند و مسیر خود را تغییر دادند.

 سخن را با حدیث بسیار پرمعنائى از پیغمبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در این زمینه پایان مى دهیم :ثلاث تخرق الحجب ، و تنتهى الى ما بین یدى الله : صریر اقلام العلماء، و وطى اقدام المجاهدین ، و صوت مغازل المحصنات :

((سه صدا است که حجابها را پاره مى کند و به پیشگاه با عظمت خدا مى رسد: صداى گردش قلمهاى دانشمندان به هنگام نوشتن ، و صداى قدمهاى مجاهدان در میدان جهاد، و صداى چرخ نخریسى زنان پاکدامن ))!

البته تمام آنچه گفته شد درباره قلمهائى است که در مسیر حق و عدالت ، و در صراط مستقیم ، گردش مى کند، اما قلمهاى مسموم و گمراه کننده بزرگترین بلا، و عظیمترین خطر براى جوامع انسانى محسوب مى شود.

 

«تفسیر نمونه جلد 24 »