یکی از مسائلی که در ادبیات ما نمایان است ، مسئله شکایت از عقل است که خودش مسئله ‏ای است . ما در ادبیات مخصوصا در اشعار خودمان‏ بسیار می‏بینیم که مردم از عقل شکایت کرده‏ اند(البته شکایت از عقل جنبه‏های مختلفی دارد . عرفا نظرشان به یک شی‏ء دیگری است ولی بسیاری از اشخاص که شکایت کرده‏ اند ، به خاطر همین جهت‏ است )که  ای کاش ، من این‏ عقل را نمی‏داشتم ، فایده‏اش چیست که آدم هوش داشته باشد و در جامعه ،  هوشیار و عاقل و حساس باشد ؟ ! این حساس بودن و عاقل بودن و هوشیار بودن ، آسایش را از انسان سلب می‏کند :

دشمن جان من است عقل من و هوش من
                               کاش گشاده نبود چشم من و گوش من

دیگری می‏گوید :

عاقل مباش تا غم دیوانگان خوری
                                       دیوانه باش تا غم تو عاقلان خورند

یعنی [ اینگونه افراد ] آسایش توأم با جنون را بر ناآرامی و ناراحتی توأم با عقل و فکر و درک ، ترجیح می‏دهند . ولی این حرفها غلط است .

آن‏ کسی که به مقام انسانیت برسد و ارزش درد داشتن و حساس بودن را درک‏
کند ، هرگز نمی‏گوید : " دشمن جان من است عقل من و هوش من " ، بلکه‏
کلام پیغمبر ( ص ) را می‏گوید : « صدیق کل امری‏ء عقله ،  و عدوه جهله  » 

    "دوست راستین هرکس ، عقل و هوشیاری او و دشمن واقعی‏ هرکس ، جهل و نادانی اوست ."

آن کسی که گفته است : " دشمن جان من است‏ عقل من و هوش من "

و از ناراحتیهای ناشی از عقل و هوش [ اینطور شکایت‏ می‏کند ] ، معلوم می‏شود ناراحتیها و بدبختیهای ناشی از جهل و نادانی را حس نکرده است والا هرگز چنین حرفی را نمی‏زد .

بله ، اگر امر دائر باشد میان اینکه " موجب درد " نباشد و انسان درد نداشته باشد ، " درد نداشتن " به دلیل نبودن موجب درد ، از درد داشتن بهتر است . ولی اگر موجب درد وجود داشته باشد ، منشأ درد وجود داشته باشد ، اما انسان درد ناشی از اینها را احساس نکند ، [ مایه ] بدبختی و بیچارگی و بی‏خبری است‏ .

لهذا در بیماریهای جسمی هم ، اینطور است که هر بیماریی که درد نداشته‏ باشد ، کشنده است ، برای اینکه انسان ، وقتی خبردار می‏شود که کار از کار گذشته است . سرطان که کشنده است ، علتش این است که لااقل در ابتدا درد ندارد والا اگر از آن ابتدائی که این بیماری پیدا می‏شود ، درد داشته باشد ممکن است قبل از اینکه وارد خون و لمفها شود ، به کلی آن را از بین ببرند . خطر عمده سرطان از این جهت است که بی‏خبر یعنی بی‏درد وارد می‏شود .

بنابراین ، این که " ارزش ارزشها در انسان ، درد داشتن است " را نمی‏شود به این عنوان که درد ، بد چیزی است ، [ رد کرد ] . 

منبع:انسان کامل

شهید مطهری