(بداء) در اسلام ، اولین بار توسط اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام - مطرح شد. و قبل از آنان کسى این مسئله را مطرح نکرده بود. و آن این است که خداوند متعال با تغییر اسباب ، مسببات را تغییر مى دهد، مثلا به علت (صله رحم ) عمر کسى را زیاد مى کند که به والدین یا اقربایش کمک مى کند و در اثر عقوق و قطع رحم ، عمر او را ناقص مى گرداند و هکذا...
و اهل سنت چون از این معنا غافل هستند لذا به شیعه حمله کرده اند بدون آنکه در گفتار شیعه دقت کنند، مثلا فخر رازى در تفسیر (( یمحوا الله ما یشاء و یثبت )) گفته است : رافضى ها مى گویند (بداء) بر خداوند جایز است .

بداء این است که خداوند چیزى را بداند و سپس خلاف آن براى خداوند ثابت شود!
در کافى از زراره از امام باقر یا امام صادق - علیهماالسلام - نقل شده است که فرموده است : ( (( ما عبد الله بشى ء مثل البداء )) ؛ یعنى : خداوند با چیزى مثل (بداء) عبادت نشده است ).

و در روایت هشام بن سالم از امام صادق - علیه السلام - نقل نموده که حضرت فرمود: (( ما عظم الله بمثل البداء )) .

 معناى این هر دو حدیث ، کاملا معلوم است که یعنى : تغییر اسباب ، مسببات و علل و معلول در دست خداوند است . محمد بن مسلم از امام صادق - علیه السلام - نقل کرده است که فرمود: (( ما بعث الله نبیا حتى یاءخذ علیه ثلاث خصال : الا قرار له بالعبودیة و خلع الانداد و ان الله یقدم من یشاء و یؤ خر من یشاء )).

یعنى : (خداوند متعال هیچ پیامبرى را مبعوث نکرد مگر آنکه ابتدا سه عهد را از او گرفت : اول اقرار به عبادت خداوند دوم : از بین بردن بتها و سوم اینکه : اختیار جریانهاى عالم در دست خداوند است و آنچه را که بخواهد جلو مى اندازد و آنچه را که بخواهد به تاءخیر مى اندازد).

آیت الله خوئى در البیان مى فرماید: قضاى الهى به سه قسم تقسیم مى شود:
اول : قضایى که کسى را از بندگانش بر آن مطلع نکرده و علم مخزونى مى باشد که مخصوص خودش فرموده است . در این قضاء و علم ، بدون شک (بداء) واقع نمى شود.

بلکه در بسیارى از روایات اهل بیت - علیهم السلام - وارد شده که منشاء (بداء) همین علم است یعنى از آن سرچشمه مى گیرد. ابوبصیر از امام صادق علیه السلام - نقل کرده است که فرمود:

(( ان لله علمین علم مکنون مخزون لایعلمه الا هو، من ذلک یکون البداء، و علم علمه ملائکته و رسله و انبیائه و نحن نعلمه )) .
خلاصه این حدیث شریف ، این است که در علم اول ، بداء حاصل نمى شود، بلکه آن ، منشاء بداء و علت بداء است .

دوم : قضایى که خداوند متعال آن را به ملائکه و انبیاء خبر داده است که آن حتما واقع خواهد شد. در این قضا نیز (بداء) حاصل نمى شود؛ زیرا لازمه اش این است که خداوند متعال خود و ملائکه و پیامبرانش را تکذیب کند. و این محال است .

عیاشى از فضیل نقل کرده است که مى گوید: از حضرت ابوجعفر امام باقر - علیه السلام - شنیدم که مى فرمود: (از امور حتمى ، امورى هستند که لامحاله واقع مى شود. و باز از امور برخى امور هستند که موقوفه و مشروط عندالله هستند. خداوند از آنها آنچه را بخواهد جلو مى اندازد و آنچه را که بخواهد محو مى کند. و آنچه را بخواهد اثبات مى کند. و کسى از بندگانش را به این مشروط واقف نکرده است . و اما آنچه رسولان خبر داده اند لامحاله انجام خواهد شد؛ زیرا خداوند نه خودش را تکذیب مى کند و نه پیامبرانش و نه ملائکه اش را):
(( روى العیاشى عن الفضیل قال : سمعت اباجعفر علیه السلام یقول من الامور المحتومة امور جائیة لامحالة و من الامور موقوفة عند الله یقدم منها ما یشاء، و یمحوا ما یشاء و یثبت ما یشاء لم یطلع على ذلک احدا - یعنى الموقوفة - فاما ما جائت به الرسل فهى کائنة لایکذب نفسه و لا نبیه و لا ملائکته )) .

سوم : قضایى است که خداوند آن را به پیامبر و ملائکه اش خبر داده است که آنها واقع خواهد شد ولى مشروط است به اینکه اراده خداوند برخلاف آن تعلق نگیرد. و این همان قسم است که در آن بدا واقع مى شود. روایات اهل بیت - علیهم السلام - حاکى است که خداوند متعال به انبیاء و ملائکه خبر مى دهد و نیز به ملائکه خبر مى دهد که باز اراده و مشیت مرا هنگام وقوع ، در نظر بگیرید.
امام صادق - علیه السلام - به ابن مسکان فرمود: چون شب قدر گردد، ملائکه و روح و کاتبان (سرنوشتها)، به آسمان دنیا نازل مى شوند و آنچه از قضاى خداوند در آن سال باشد آن را مى نویسند. و چون خداوند بخواهد چیزى را مقدم یا مؤ خر کند و یا چیزى را کم کند، به ملک امر مى کند تا آنچه را که خداوند بخواهد آن را محو کند و آنچه را اراده نماید، ثبت نماید و آن را بنویسد:

(( عن عبدالله بن مسکان عن ابى عبدالله علیه السلام قال : اذا کان لیلة القدر نزلت الملائکة و الروح و الکتبة الى سماء الدنیا، فیکتبون ما یکون من قضاء الله تعالى فى تلک السنة فاذا اراد الله ان یقدم شیئا او یؤ خره او ینقص شیئا امر الملک ان یمحوا ما یشاء ثم اثبت الذى اراده )) .

على بن ابراهیم در تفسیر خود، ذیل آیه (( فیها یفرق کل امر حکیم )) مى گوید: پدرم از ابن ابى عمیر از عبدالله بن مسکان از امام باقر و امام صادق و امام کاظم - علیهم السلام - نقل کرده که همه آنها در تفسیر (فیها یفرق کل امر حکیم ) فرمودند:

خداوند هر کار حق یا باطل و هر چه در آن سال خواهد بود، در شب قدر مقدر مى کند. ولى (بداء و مشیت ) دست خداوند است . از اجلها، ارزاق ، بلاها، عارضه ها و امراض ، آنچه بخواهد مقدم و یا موخر مى دارد و در آنها آنچه بخواهد مى افزاید و آنچه بخواهد کم مى کند:
(( حدثنى ابى عن ابى عمر عن عبدالله بن مسکان عن ابى جعفر و ابى عبدالله و ابى الحسن علیهم السلام فى تفسیر قوله تعالى : (فیها یفرق کل امر حکیم ) اى یقدر الله کل امر من الحق و من الباطل و ما یکون فى تلک السنة ، و له البداء و المشیة یقدم ما یشاء و یؤ خر ما یشاء من الاجال و الارزاق و البلایا و الاعراض و الامراض ، و یزید فیها ما یشاء و ینقص ما یشاء...)).

این مطلب را با نقل یک روایت از امام رضا - علیه السلام - به پایان مى بریم : (( عن البزنطى عن الرضا علیه السلام قال :... قال ابوعبدالله و ابوجعفر و على بن الحسین و الحسین بن على و الحسن بن على و على بن ابى طالب علیهم السلام : و الله لولا آیة فى کتاب الله لحدثناکم بما یکون الى ان تقوم الساعة : یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب )) .
یعنى : (امام رضا - علیه السلام - فرمود: ابوعبدالله و ابوجعفر و على بن حسین و حسین بن على و حسن بن على و على بن ابیطالب - صلوات الله علیهم - فرموده اند: به خدا قسم اگر یک آیه در قرآن نبود، همه آنچه را که واقع خواهد شد، تا قیام قیامت ، به شما خبر مى دادیم . و آن آیه : (( یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب )) است .
یعنى : خداوند به ما خبر داده و ما مى دانیم اما ممکن است آنچه را که خبر داده عوض کند و یا تغییر دهد. این حدیث شریف ، در تفسیر عیاشى ، ج 2، ص 215 از زراره از امام باقر از امام سجادعلیهماالسلام - نقل شده است .

منبع:کتاب  نگاهى به قرآن

مؤ لف : حجة الاسلام و المسلمین حاج سید على اکبر قرشى