فلسفه تعدد زوجات در اسلام


١- این حکم از احکام اختیارى است نه از احکام واجب و حتمى یعنى بر مرد مسلمان واجب نیست که چهار زن بگیرد بلکه مى‏تواند در یکزمان دو یا سه یا چهار زن داشته باشد.


بعلاوه چون بیشتر از یک زن گرفتن شرطش این است که میان آنان بعدالت رفتار کند و این کار بسیار مشکلى است که از عهده هر کس بر نمى‏آید، اقدام باین کار حالت استثنائى بخود مى‏گیرد.


٢- یکى از نیازمندیهاى بشر توالد و تناسل و تکثر افراد است که آفرینش براى این منظور بشر را به مرد و زن تقسیم نموده اسلام هم که دین فطرت است نیازمندى‏هاى واقعى بشر را در نظر گرفته بهمین جهت دستور ازدواج داده است و چون مرد و زن براى توالد و تناسل از لحاظ صلاحیت اختلاف دارند تعدد زوجات را تشریع فرموده است.


اینک علل اختلاف ذکر مى‏شود:


الف - زن نوعاً از نه سالگى صلاحیت ازدواج را دارد در صورتیکه براى مرد این استعداد نوعاً از پانزده سالگى است.
در نتیجه هرگاه سال معینى در نظر گرفته موالید آنرا از پسر و دختر (که غالباً دختر از پسر بیشتر است) ضبط کنیم و موالید سالهاى بعد را بر آن بیفزائیم در سال شانزدهم در مقابل هر یک پسرى که شرعاً صلاحیت ازدواج دارد هفت دختر جهت ازدواج صلاحیت پیدا خواهند کرد و اگر سن متعارف ازدواج پسران را که معمولاً از بیست سال ببالا است در نظر بگیریم در سال بیست و یکم در مقابل هر یک پسر دو دختر خواهد بود و در سال بیست و پنجم که نوعاً ازدواجها از آن سال رد نمى‏شود در مقابل هر ده پسر شانزده دختر مهیا خواهد بود.


ب - زن غالباً پس از پنجاه سالگى استعداد تولید را از دست مى‏دهد در صورتیکه مرد تا اواخر عمر طبیعى این استعداد را دارد.


ج - تلفات نوزادان پسر بموجب آمار از نوزادان دختر بیشتر است و نیز در اواسط عمر که سن کار و کوشش است در اثر عوامل گوناگون مرگ در میان مردان بیش از زنان اتفاق مى‏افتد، و همچنین (بر حسب آمار) عمر مرد غالباً کوتاهتر از عمر زن است و بهمین جهت است که همیشه زن بیوه در جامعه بیشتر از مرد بیزن است.


بهترین گواه این سخن آنست که حکم تعدد زوجات قرنها در جامعه‏هاى اسلام عملى بوده و با اینکه مردان بى مبالاتى که فاقد عدالت بودند باینکار دست زده‏اند هرگز مشکل و قحطى زن بوجود نیامده است.


مى‏گویند چون قانون تعدد زوجات خلاف طبیعت زن است؛ احساسات وى را جریحه‏دار مى‏کند و چه بسا او را وادار بانتقام کرده حیات مرد را بخطر مى‏اندازد.
اینان از این حقیقت غفلت کرده‏ا ند که مخالفت نامبرده مربوط بعادت است نه غریزه و طبیعت، زیرا اگر ریشه طبیعى داشت عملا بوقوع نمى‏پیوست زیرا آنانکه زن دوم و سوم و چهارم مى‏شوند از همین طبقه زنند که با میل و رغبت خود تن به ازدواج مرد زن دار مى‏دهند، و اگر اینکار مخالف احساسات طبیعى و آفرینش ایشان بود، هرگز چنین چیزى را نمى‏پذیرفتند چنانکه اگر در ازدواج با زن شرط کنند که تنها زیسته و با کسى سخن نگوید چون خلاف طبیعت او است هرگز قبول نخواهد کرد.


علاوه بر این در شرع اسلام براى رفع این مشکل راهى وجود دارد و زن مى‏تواند هنگام ازدواج در ضمن عقد لازم شرط کند که شوهرش زن دیگرى نگیرد و از این محظور جلوگیرى نماید.


ارث بردن اولاد را نیز بنحو دیگر تنظیم کند مثلا دولت را وارث مردم بشناسد و تربیت فرزندان و نوزادان اجتماع را بعهده او گذارد و کودکان را در پرورشگاه‏ها و کودکستان‏ها پرورش دهد.
این روش اگرچه در جامعه‏هاى انسانى بطور استثنائى عملى است ولى بصورت قانونى تخلف‏ناپذیر هرگز صلاحیت دوام ندارد. زیرا در اندک زمانى عواطف و احساسات بشرى و مهر و دلسوزى نژادى و خانوادگى را که محرک اصلى بشر بر ایجاد نسل است نابود مى‏سازد.
و در نتیجه موضوع نسل گذارى را براى مردم مخصوصاً زنان که براستى در ایام حمل رنجهاى طاقت فرسائى را تحمل مى‏نمایند زحمت بیهوده ‏اى جلوه مى‏دهد و خانواده پر انس و محبت را بزندانى تاریک تبدیل مى‏سازد.
با ایجاد چنین وضع، راه توالد و تناسل یکسره بسته مى‏شود و خانواده که در واقع تشکیل دهنده اجتماع مدنى است رخت بر مى‏بندد؛ و تشکیل خانواده و توالد و تناسل باید با وسائل فنى و فریبهاى سیاسى مانند وضع جائزه‏هاى سنگین براى کسانیکه بچه‏دار مى‏شوند و یا مقررات سخت تأمین شود؛ بدیهى است چنین وضع که با فطرت و طبیعت سازش ندارد قابل دوام نیست.
گذشته از این پیدا است که در این صورت زندگى بشر چه قیافه وحشت‏ناک به خود گرفته خشک و بى لذت خواهد شد و در حقیقت محیط زندگى بشرى پست‏تر از محیط چهارپایان و وحشت‏ناک‏تر از جهان درندگان خواهد بود.

 

منبع:کتاب آموزش دین

  نویسنده: علامه سید محمد حسین طباطبائى‏(ره)


/ 2 نظر / 11 بازدید
ولیپوری

سلام خسته نباشید خوشحال می شم به وبلاگ منم سری بزنید

سیدعلیرضارئیسی

سلام به شما دوست ارجمند همیشه شاد و تندرست باشید امروز جمعه روز عبادت و بندگی است روز دعا به درگاه خدا برای آمرزش اموات این موضع را بیائیم فراموش نکنیم امروز روز دعا و بندگی است برای خودمان و از خداوند بخواهیم که ما را حمایت کند از هر پلیدی و گناهی و به ما توان و قدرت مقابله با گناه را مرحمت فرماید بیائیم دعا کنیم و این را نیز فراموش نکنیم اگر حال به شما دست داد برای من حقیر هم دعا کنید ارادتمند رئیسی گرگانی از اقبال لاهوری ز آب و گل خدا خوش پیکری ساخت جهانی از ارم زیبا تری ساخت ولی ساقی به آن آتش که دارد ز خاک من جهان دیگری ساخت