مانع اصلی در تربیت اسلامی

با دقت در موانع و مقتضیات تربیت درمى یابیم که یک مانع به عنوان مانع اصلى مطرح است و با رفع آن مانع ، متقضى اصلى براى ((سیر کمالى )) و ((عروج انسانى )) فراهم مى شود.

این مانع ((دنیا)) است و این مقتضى ((ترک دنیا)) است .


دنیا و ترک دنیا
((دنیا)) در معناى مذموم و پست و بازدارنده آن ، صفت فعل آدمى است ، تعلق نفسانى و آرزوهاى پست حیوانى است . ((دنیا)) در این معنا حجاب اصلى کسب کمالات است و تا انسان از اسارت این دنیا آزاد نشود، پرواز به سوى مقصد توحید میسر نمى شود. این دنیاست که انسان را بازمى دارد و موجب فریب خوردن او و تباهگرى و ستمگرى اش مى شود.
((یا ایها الناس انما بغیکم على انفسکم متاع الحیاة الدنیا.))

اى مردم ! ستم و سرکشى شما تنها به زیان خودتان است (که سبب آن ) بهره ورى (کوتاهى از) زندگى دنیایى است .

یعنى همه سرکشیها، ستمها و تباهیها به خاطر تمتع دنیایى است ؛ علت همه اینها بهره هاى دنیایى است .

 به سبب دنیاست که انسان خود را از کمال محروم مى کند و به خاطر کالاى پست دنیایى است که آدمى گمراهى پیشه مى کند. حقیقت این است که جز به وسیله دنیا معصیتى صورت نمى گیرد و جز با ترک آن کمالى حاصل نمى شود. پیشواى پارسایان امیر مؤ منان (ع ) پرده از این حقیقت برداشته و فرموده است :
((من هوان الدنیا على الله انه لایعصى الا فیها و لاینال ما عنده الا بترکها.))

در خوارى دنیا نزد خدا همین بس که جز در دنیا نافرمانى او نکنند و جز با وانهادن دنیا به پاداشى که نزد خداست نرسند.

تا انسان از دنیاى خود (وابستگیهاى پست ) آزاد نشود، نمى تواند متصف به صفات و کمالات الهى بشود. ((دنیا)) بازدارنده آدمى از امور والا و مراتب بالا و مشغول کننده آدمى به امور موهوم و مسائل مذموم است .
((و ما الحیاة الدنیا الا لعب و لهو.))
و زندگى دنیایى جز لهو و لعب چیزى نیست .

((لهو)) چیزى است که آدمى را از مهماتش بازدارد و ((لعب )) عبارت است از سرگرمى و موهومات ؛ و دنیا جز بازیچه و سرگرمى نیست .

 دنیا انسان را از امورى که براى آن آفریده شده است بازمى دارد و آدمى را سرگرم موهومات و امور غیرواقعى مى کند. دینا حجاب حقیقت است و کالاى فریب .
((و ما الحیاة الدنیا الا متاع الغرور.))

و زندگى دنیایى جز کالاى فریب چیزى نیست .
((دنیا)) سرایى است که آب مى نماید و هر کس فریب آن را خورد، جز دل سپردن به موهومات و فرو رفتن در منکرات بهره اى نخواهد برد. اما باید توجه داشت که این دنیا، دنیاى خود انسان است نه ((عالم )) که جلوه حق است .

 این دنیا، صفت است ، صفت فعل انسان روى کرده به خود و پشت کرده به حق . این دنیا نسبت آلوده و تباهى است که انسان غره با عالم (یعنى جهان که نشانه خداست ) برقرار مى کند. این دنیا دلبستگى انسان به مظاهر حق و جهان خارج است . این دنیا ((آمال )) آدمى است که تا رهایى از آن حاصل نشود، تربیت حقیقى فراهم نمى شود. امام خمینى (ره ) در این باره مى فرماید:
((تا انسان به آمال خویش پشت نکند، به دنیا پشت نکند، جلو نمى رود؛ دنیا که همان آمال آدم است . دنیاى هر کس همان آمال اوست ... دنیا تکذیب شده است و عالم طبیعت تکذیب نشده است . دنیا همان است که پیش شماست . خود شما وقتى توجه به نفستان دارید، خودتان دنیایید. دنیاى هر کس آن است که در خودش ‍ است . آن تکذیب شده است ، اما شمس و قمر و طبیعت هیچ تکذیب نشده است ، از اینها تعریف شده است ، اینها مظاهر خداست ، آنى که انسان را بعید مى کند از ساحت قدس و کمال ، دنیاست ؛ و آن هم پیش خود آدم است ، توجه به نفس است . خدا کند که موفق بشویم به اینکه از این چاه بیرون برویم و تبعیت کنیم از اولیاى خدا که آنها از این مهلکه نجات پیدا کرده اند و خارج شده اند و ادرکهم الموت .))

 امیر مؤ منان على (ع ) برترین نمونه تربیت الهى درباره خود و دل بریدنش از دنیا فرموده است :
((یا دنیا، یا دنیا، الیک عنى ، ابى تعرضت ؟ ام الى تشوقت ؟ لا حان حینک ! هیهات ! غرى غیرى ، لا حاجة لى فیک . قد طلقتک ثلاثا لا رجعة فیها!)

اى دنیا! اى دنیا! از من دور شو! (با خودنمایى ) فرا راه من آمده اى ؟ یا شیفته ام شده اى ؟ هرگز آن زمان که تو در دل من جاى گیرى فرا نرسد. هرگز! جز مرا بفریب ! مرا به تو چه نیازى است ؟ من تو را سه طلاقه کرده ام که بازگشتى در آن نیست .

منبع:سیرى در تربیت اسلامى

مؤ لف : مصطفى دلشاد تهرانى

/ 0 نظر / 13 بازدید