درسهایی از احکام- بخش اول

اجتهاد و تقلید

نیازمندی هائى که انسان در محیط زندگى خود دارد فعالیتهائى که براى رفع آنها باید انجام دهد بقدرى زیاد است که یک انسان معمولى بشمردن نام آنها قادر نیست تا چه رسد به اینکه در همه آنها تخصص پیدا کرده و اطلاع کافى بدست آورد.
از طرف دیگر چون انسان کارهاى خود را از روى فکر و اراده انجام مى‏ دهد و در جائی که مى‏خواهد تصمیم بگیرد باید اطلاع کافى داشته باشد و اگر اطلاع کافى نداشته باشد نمى‏تواند تصمیم بگیرد باید یا خود در کارهائیکه مى‏خواهد انجام دهد خبره باشد یا از اهل خبره بپرسد و با دستور او وارد مرحله عمل شود چنانکه به اقتضاى غریزه در معالجه امراض به پزشک مراجعه نمائیم؛ و در نقشه ساختمان به مهندس ساختمان و در بنائى بینا و در تهیه در و پنجره به نجار اعتماد مى‏کنیم.
پس ما پیوسته جز در مورد بسیار ناچیزى زندگى خود را با تقلید مى‏ گذرانیم.
کسیکه مى ‏گوید
من در زندگى خود زیر بار تقلید نمى ‏روم یا معنى سخن خود را نمى‏ فهمد یا گرفتار یک آفت فکرى است.
اسلام نیز که شریعت خود را بر اساس فطرت انسانى بنا نهاده همین روش را پیش گرفته است.
اسلام به پیروان خود دستور داده که معارف و احکام دینى را یاد بگیرند و منبع این معارف جز کتاب خدا و سنت پیغمبر و ائمه هدى نیست.
بدیهى است که به دست آوردن همه معارف دینى از کتاب و سنت کار هر کس نیست و براى افراد مسلمان میسر نمى‏باشد بلکه جز براى گروهى معدود امکان ندارند.
بنابراین طبعاً این دستور دینى به این صورت در مى‏آید که عده‏اى از مسلمانان که توانائى بدست آوردن معارف و احکام را از راه استدلال ندارند به کسانیکه دستورهاى دینى را با دلیل بدست آورده‏اند مراجعه نموده وظایف خود را انجام دهند.
دانشمندی که احکام دینى را از راه استدلال بدست مى‏آورد مجتهد و عملش را اجتهاد مى‏گویند و کسى را که به مجتهد مراجعه مى‏کند مقلد و مراجعه او را تقلید مى‏نامند.
البته این نکته را باید دانست که تقلید در عبادات و معاملات و سایر دستورهاى عملى دین است، اما در اصول دین که امورى اعتقادى است و هرگز نمى‏شود به نظر دیگران اعتماد نموده به تقلید اکتفا کرد زیرا در مورد اصول دین، ایمان و عقیده مطلوب است نه عمل و هرگز نمى‏توان ایمان دیگران را ایمان خود فرض کرد.
نمى ‏توان گفت خدا یکى است بدلیل اینکه پدران یا دانشمندان ما چنین مى‏گویند یا زندگى پس از مرگ حق است زیرا همه مسلمانان به آن اعتقاد دارند.
از این روى بر هر فرد مسلمان واجب است که اصول دین خود را از راه دلیل بداند اگرچه به طورى ساده‏اى هم باشد.

نجاسات

نجاسات چند چیز است و از آن جمله است:
اول و دوم - بول و غائط
:
حیوان حرام گوشتى که داراى خون جهنده است یعنى حیوانى که اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مى‏کند مانند گربه و روباه و خرگوش و غیره بلکه اگر مرغ یا حیوان دیگرى بواسطه خوردن نجاست؛ حرام گوشت شده باشد بول و غائط آن نیز نجس است.
سوم - مردار :حیوانیکه خون جهنده دارد چه حلال گوشت و چه حرام گوشت ولى اجزائى از حیوان مرده که مانند پشم و مو و ناخن روح ندارد پاک است.
چهارم - خون حیوانى که خون جهنده دارد خواه حلال گوشت و خواه حرام گوشت.
پنجم و ششم - سگ و خوک بیابانى که همه اجزاء آنها حتى موى آنها هم نجس مى‏ باشد.
هفتم - شراب و هر چیزى که انسان را مست کند و در اصل مایع باشد.
هشتم - آبجو.

مطهرات (پاک کننده‏ها)

هر چیز را که به وسیله آن نجاست پاک مى‏شود مطهر مى‏گویند و از آن جمله است:
1 - آب - و آن هر چیزى را که نجس شده باشد پاک مى‏کند ولى این در صورتى است که آب مطلق باشد بنابراین با آب مضاف مانند آب هندوانه و گلاب نجاست پاک نمى‏شود، و وضو غسل هم با آن صحیح نیست.
2 - زمین - و آن ته کفش و کف پا را پاک مى‏کند.
3 - آفتاب - و آن زمین و حصیر نجس را که بوسیله تابش خشک کند پاک مى‏نماید.
4 - استحاله - یعنى جنس چیر نجس عوض شود و بصورت چیز پاکى درآید مانند آنکه سگ در نمکزار بیفتد و نمک شود.
5 - انتقال - یعنى خون بدن انسان یا حیوانى که خون جهنده دارد به بدن حیوانیکه خون جهنده ندارد برود مانند منتقل شدن خون بدن انسان به بدن پشه و مگش و مانند اینها.
6 - برطرف شدن عین نجاست از ظاهر حیوان و باطن انسان مثلا اگر پشت حیوان یا داخل بینى انسان خون آلود شد بعد از برطرف شدندش پاک مى‏شود و احتیاج بآب کشیدن ندارد.
7 - تبعیت - تبعیت آنست که چیز نجسى بواسطه پاک شدن چیز نجس دیگر پاک شود مانند آنکه کافرى مسلمان شود که فرزند او هم به تبعیت از او پاک مى‏شود.
8 - نقصان - یعنى کم شدن دو سوم آب انگور که اگر آب انگور جوش بیاید نجس مى‏شود و بعد از آنکه به وسیله جوشیدن دو سوم آن بخار شد باقیمانده پاک مى‏شود.

غسل

غسل را به دو نوع مى‏توان انجام داد:
ترتیبى و ارتماسى
غسل ترتیبى عبارت است از شستن سر و گردن و طرف راست و طرف چپ بدن که به ترتیب انجام گیرد.
غسل ارتماسى آنست که انسان همه بدن را یک مرتبه در آب فرو برد.
غسل بر دو قسم است:
واجب و مستحب، غسلهاى مستحب در شرع اسلام بسیار و غسلهاى واجب هفت است:
1 - غسل جنابت.
2 - غسل میت.
3 - غسل مس میت که اگر انسان بدن مرده ‏ئى را که سرد شده و غسلش نداده‏اند مس نماید یعنى جائى از بدنش را به بدن او برساند باید غسل کند.
4 - نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که غسل کند.
5 - غسل حیض.
6 - غسل نفاس.
7 - غسل استحاضه، چهار غسل اول براى مردان و زنان و سه غسل آخر فقط براى زنان است.
و چیزهائی که بر جنب حرام میباشد از این قرار است:
1 - رساندن جائى از بدن بخط قرآن و اسم خدا پیغمبر و امامان.
2 - داخل شدن در مسجد الحرام و مسجد مدینه.
3 - توقف در مساجد دیگر و گذاشتن چیزى در آنها.
4 - خواندن یکى از چهار سوره ‏ئى که سجده واجب دارد یعنى سوره والنجم و اقرأ و الم تنزیل و حم سجده؛ و سایر احکام جنابت و حیض و نفاس و استحاضه را از رساله‏هاى عملیه باید بدست آورد.
تبصره - درغسل هم هم مانند وضو نیت لازم است و باید بدن پیش از غسل پاک باشد و مانعى هم از رسیدن آب در بدن نباشد.

وضو و احکام آن

1 - مستحب است پیش از وضو انسان مسواک نماید و مضمضه کند یعنى آب پاک در دهان بگرداند، و نیز مستحب است استنشاق نماید یعنى آب پاک در بینى بالا بکشد.
دستور وضو:
در وضو باید صورت را از رستگاه موى سر تا چانه و دستها را از آرنج تا سر انگشتان شست و جلوى سر و پشت پاها را مسح کرد، و این چند چیز باید در وضو مراعات شود:
1 - اعضاء وضو پاک باشند.
2 - آب وضوء پاک و مطلق و مباح باشد.
3 - نیت - یعنى وضو باید براى رضاى خدا انجام شود پس اگر براى خنک شدن یا منظور دیگرى وضو بگیرند صحیح نیست.
4 - ترتیب - یعنى اول باید صورت بعد دست راست بعد از آن دست چپ را شست پس از آن سر و بعد پاها را مسح کرد.
5 - موالات - یعنى افعال وضو را پشت سر هم انجام دهد و بین آنها بقدرى فاصله نیندازد که در موقع شستن یا مسح کردن عضوى عضو قبلى خشک شده باشد ولى اگر کارهاى وضو را پشت سر هم بجا آورد ولى بواسطه گرماى هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند این ها رطوبت خشک شود و وضوى او صحیح است.
تبصره - لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد بر موى جلوى سر هم صحیح است ولى اگر موى جاهاى دیگر سر جلوى سر جمع شود باید آنها را عقب بزنند و نیز اگر موى جلوى سر بقدرى بلند باشد که اگر مثلا شانه کنند بصورت مى‏ریزد باید بیخ موها را مسح کنند یا فرق سر را باز کرده بر پوست سر مسح نمایند.
مبطلات وضو:
چیزهائیکه وضو را باطل مى‏ کند مبطلات گویند و آنها هشت است:
1 - بول
2 - غایط
3 - ریح (باد) و این در صورتى است که از محل معمولى بیرون آیند یا در اثر کسالت و جراحى، مخرج جاى دیگر شده باشد.
4 - بی هوشى
5 - مستى
6 - خوابى که بواسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود بنابراین اگر چشم نبیند ولى گوش بشنود باطل نمى‏ شود.
7 - دیوانگى
8 - جنابت و چیزهاى دیگرى که براى آنها باید غسل کرد و نیز استحاضه که زنان در بعضى اوقات مى‏بینند وضو را باطل مى‏کند.

تیمم

اگر انسان به واسطه تنگى وقت یا مرض یا نداشتن آب و مانند اینها نتواند براى نماز و مانند آن وضو یا غسل را انجام دهد باید تیمم کند.
دستور تیمم:
در تیمم چهار چیز واجب است:
اول - نیت.
دوم - زدن کف دو دست با هم بر خاک یا چیزیکه تیمم بر آن صحیح است.
سوم - کشیدن کف هر دو دست به تمام پیشانى از جائیکه موى سر مى‏روید تا ابروها و بالاى بینى و بهتر است که دستها روى ابروها هم کشیده شود.
چهارم - کشیدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن کشیدن کف دست راست بتمام پشت دست چپ. در تیمم بدل از وضو همین مقدار کافى است ولى اگر تیمم بدل از غسل باشد یک مرتبه دیگر دستها را بزمین مى‏زند و پشت دستها را مسح مى‏نماید.
احکام تیمم:
1
- اگر خاک پیدا نشود به ریگ و اگر ریگ نبود به کلوخ و اگر آن هم نباشد باید به سنگ تیمم کرد و در صورتیکه هیچ یک اینها نباشد باید بگرد و غبارى که در جائى جمع شده تیمم نمود.
2 - تیمم بر گچ و چیزهاى معدنى دیگر صحیح است.
3 - اگر آب را بقیمت گران بفروشند در صورتیکه انسان بتواند خریدارى نماید نمى‏تواند تیمم کند بلکه باید آب را خریدارى نموده و وضو و غسل را انجام دهد.

نماز

خداوند متعال مى‏فرماید:
ما سلککم فى سقر قالوا لم نک من المصلین سوره مدثر آیه 42.
وقتى از دوزخیان مى‏پرسند:
چه چیز شما را جهنمى کرد؟ مى‏گویند:
علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمى‏خواندیم.
پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:
نماز ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود عبادتهاى دیگر هم قبول مى‏شود؛ و اگر قبول نشود عبادتهاى دیگر هم قبول نمى‏گردد، و همانطور که اگر کسى شبانه روزى پنج مرتبه در نهر آبى شستشو کند چرک در بدنش نمى‏ماند نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مى‏کند.
و باید دانست کسی که نماز مى‏خواند ولى به آن اهمیت نمى‏دهد مانند کسى است که نماز نمى‏خواند؛ خداوند در قرآن مجید مى‏فرماید:
و یل للمصلین الذین عن صلاتهم ساهون واى بر نمازگزارانى که از یاد خدا غفلت مى ‏کنند.
روزى پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز مى‏خواند ولى رکوع و سجودش را کاملا انجام نمى‏دهد آن حضرت فرمود:
اگر این مرد در حالیکه اینطور نماز مى‏خواند از دنیا برود مسلمان از دنیا نرفته است.
بنابراین باید انسان نماز را با خضوع و خشوع بجا آورد و در موقع خواندن نماز متوجه باشد که با چه کسى سخن مى‏ گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را بطور صحیح انجام دهد تا از نتایج عالیه نماز بهرمند گردد.
خداوند در قرآن راجع به نماز مى‏فرماید:
ان الصلاه تنهى عن الفحشاء و المنکر سوره عنکبوت آیه 45.
یعنى نماز آدمى را از کارهاى زشت و ناشایست باز مى‏دارد. و البته همین طور است زیرا آداب نماز طورى است که اگر نمازگزار مراعات کند هیچگاه گرد بدیها نمى‏گردد.
مثلا یکى از آداب نماز این است که مکان و لباس نمازگزار غصبى نباشد حتى اگر یک نخ غصبى در لباسش باشد نماز او درست نیست و نمازگزارى که مجبور است تا اینقدر از حرام اجتناب کند ممکن نیست در مال حرام تصرف نماید یا حق کسى را ضایع کند.
و نیز در صورتى نماز قبول مى‏شود که آدمى از حرص و حسد و سایر صفات رذیله برکنار باشد و مسلم است که منشأ همه بدیها این صفات ناپسند است و نمازگزار که خود را از این صفات برکنار کند مسلماً از همه زشتیها و بدیها برکنار خواهد بود.
و اگر بعضى از مردم با اینکه نماز مى‏خوانند مرتکب کارهاى ناپسند مى‏شوند علتش است که به دستورهاى لازم نماز رفتار نمى‏کنند و در نتیجه نمازشان قبول نمى‏شود و از ثمرات عالیه آن استفاده نمى‏کنند.
و بقدرى شارع مقدس اسلام به نماز اهمیت داده که در هر حال حتى در حال احتضار نماز را بر آنان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بیاورد باید در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن یا حال اضطرار و ناچارى که نمى‏تواند رو بقبله نماز بخواند توجه به قبله ساقط است و بهر حال که هست باید نماز را انجام دهد.
نمازهاى واجب:
نمازهاى واجب شش است
1 - نمازهاى یومیه.
2 - نماز آیات
3 - نماز میت
4 - نماز طواف واجب
5 - نماز قضاى پدر و مادر که بر پسر بزرگتر واجب است.
6 - نمازى که به واسطه اجاره یا نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود.
مقدمات نماز:
براى انجام نماز یعنى حضور در برابر خداوند عالم و اظهار بندگى و پرستش آن ذات مقدس مقدماتى لازم است که تا فراهم نشوند نماز صحیح نیست و آن مقدمات عبارتند از:
1 - طهارت
2 - وقت
3 - لباس
4 - مکان
5 - قبله
تفصیل این مقدمات بترتیب گفته مى‏ شود:
اول - طهارت
نمازگزار باید در حال نماز با طهارت باشد یعنى مطابق وظیفه‏ئى که دارد نماز را با وضو یا غسل یا تیمم انجام دهد و بدن و لباسش آلوده به نجاست نباشد.
دوم - وقت نماز:
نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتی که به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد که اگر کسى سهواً هم نماز عصر را در این وقت بخواند نمازش باطل است.
وقت مخصوص نماز عصر موقعى است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد که اگر کسى تا این موقع نماز ظهر را نخواند نماز ظهر او وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و عصر است که اگر کسى اشتباهاً در این وقت تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند نمازش صحیح است و باید نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد.
وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتی که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد وقت مخصوص نماز عشا که به اندازه خواندن نماز عشاء به نصف شب مانده باشد که اگر کسى تا این موقع نماز مغرب را نخوانده باشد باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند.
بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترک این دو نماز است که اگر کسى در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
وقت نماز صبح از اول فجر صادق است تا بیرون آمدن آفتاب.
سوم - لباس:
لباس نمازگزار چند شرط دارد:
1 - آن که مباح باشد یعنى مال خود نمازگزار باشد اگر مال خودش نیست صاحبش به نماز خواندن در آن راضى باشد.
2 - نجس نباشد.
3 - پوست مردار نباشد؛ خواه از حیوان حلال گوشت یا حرام گوشت.
4 - از پشم یا مو و کرک حیوان حرام گوشت نباشد ولى با لباس خز مى‏ شود نماز خواند.
5 - اگر نمازگزار مرد است لباسش ابریشم و طلا باف نباشد و با طلا هم خود را زینت نکند و در غیر نماز هم پوشیدن لباس ابریشمى و زینت کردن به طلا براى مردان حرام است.
چهارم - مکان:
مکان نمازگزار یعنى جائیکه در آن نماز مى ‏خواند چند شرط دارد.
1 - مباح باشد.
2 - بى حرکت باشد و اگر ناچار باشد در جائیکه مانند اتومبیل و کشتى حرکت دارد نماز بخواند مانعى ندارد و چنانچه آنها را از قبله بطرف دیگر حرکت کنند بطرف قبله برگردد.
3 - اگر مکان نجس است بطورى تر نباشد که رطوبت آن ببدن یا لباس او برسد ولى جائیکه پیشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتیکه خشک هم باشد نماز باطل است.
4 - جاى پیشانى از جاى زانوهاو سر انگشتان پاى او بیش از چهار انگشت بسته پست‏تر یا بلندتر نباشد.
5 - قبله:
خانه کعبه که در مکه معظمه است قبله است و باید رو بروى آن نماز خواند ولى کسیکه دور است اگر طورى بایستد یا بنشیند بگویند رو به قبله نماز مى ‏خواند کافى است و همچنین است کارهاى دیگرى که مانند سر بریدن حیوانات باید رو به قبله انجام گیرد.
کسیکه نشسته هم نمى‏تواند نماز بخواند باید در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نیست باید به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او رو بقبله باشد و اگر اینرا هم نمى‏تواند باشد به پشت بخوابد بطوریکه کف پاهاى او رو به قبله باشد. اگر نمازگزار بعد از تحقیق نفهمد که قبله کدام طرف است باید به گمانى که از محراب مسلمانان یا قبرهاى آنان یا از راههاى دیگر پیدا مى‏شود عمل نماید.
مقارنات نماز:
مقارنات نماز یعنى کارهائى که در نماز واجب مى ‏شود یازده چیز است.
اول - نیت.
دوم - تکبیره الاحرام.
سوم - قیام.
چهارم - قرائت.
پنجم - رکوع.
ششم - سجود.
هفتم - تشهد.
هشتم - سلام.
نهم - ترتیب.
یعنى اجزاء نماز را به دستوری که معین شده بخواند و پس و پیش نیندازد.
دهم - طمأنیه، یعنى نماز را با وقار و آرامش بخواند.
یازدهم - موالات یعنى اجزاء نماز را پشت سر هم بجا آورد و بین آنها فاصله نیندازد.
پنج چیز از این یازده چیز رکن است که اگر عمداً یا سهواً کم یا زیاد شود نماز باطل است و بقیه رکن نیست و فقط در صورتى نماز باطل مى‏شود که عمداً کم یا زیاد گردد.
ارکان نماز:
ارکان نماز عبارت است از:
1 - نیت.
2 - تکبیره الاحرام.
3 - قیام در موقع تکبیره الاحرام و قیام متصل به رکوع.
4 - رکوع.
5 - دو سجده.
1 - نیت
نیت آن است که انسان را به قصد قربت یعنى براى انجام فرمان خداوند  بجا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلا به زبان بگوید:
چهار رکعت نماز ظهر مى ‏خوانم قربه الى الله.
تکبیره الاحرام:
پس از گفتن اذان و اقامه با داشتن نیت و گفتن الله اکبر نماز شروع مى‏شود و چون به واسطه گفتن این تکبیر چیزهائى مانند خوردن و آشامیدن و خنده کردن و پشت بقبله نمودن حرام مى‏شود این تکبیر را تکبیره الاحرام مى‏گویند. و مستحب است در موقع گفتن تکبیر دستها را بالا ببریم و با این عمل بزرگى خدا را در نظر آورده و غیر او را کوچک شمرده و پشت سر بیندازیم.
3 - قیام:
قیام در حال تکبیره الاحرام و قیام متصل به رکوع رکن است ولى قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع رکن نیست؛ بنابراین اگر کسى رکوع را فراموش کند و پیش از رسیدن به سجده یادش بیاید باید باستد بعد به رکوع رود و چنانچه به طور خمید‏گى بحال رکوع برگردد چون قیام متصل به رکوع را انجام نداده نمازش باطل است.
4 - رکوع:
بعد از خوان قرائت باید به قدرى خم شود که دستها به زانو برسد و این عمل را رکوع مى‏گویند و رکوع یک مرتبه سبحان ربى العظیم و بحمده یا سه مرتبه سبحان الله باید گفت پس از رکوع باید کاملا بایستد بعد بسجده رود.
5 - سجده:
سجده یعنى پیشانى و دستها را سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد و یک مرتبه سبحان ربى الاعلى و بحمده یا سه مرتبه سبحان الله بگوید. بعد مى‏نشیند و دو مرتبه به سجده رفته ذکر سابق را تکرار مى‏نماید.
محلى که پیشانى را بر آن مى‏گذارد باید زمین یا چیزى باشد که از زمین مى‏روید و بر چیزهاى خوراکى و پوشاکى و معدنى سجده جایز نیست.
تشهد و سلام:
اگر نماز دو رکعتى است پس از انجام دو سجده برخاسته و حمد و سوره را مى‏خواند و قنوت را انجام داده و پس از رکوع و دو سجده تشهدرا مى‏ خواند و نماز را سلام
مى‏دهد.
اگر نماز سه رکعتى است پس از تشهد برمى ‏خیزد و حمد تنها را خوانده یا سه مرتبه مى‏گوید  سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و بعد رکوع و دو سجده و تشهد و سلام را انجام مى‏دهد.
چنانچه نماز چهار رکعتى است رکعت چهارم را مثل رکعت سوم انجام داده و بعد از تشهد نماز را سلام مى‏دهد.
نماز آیات:
نماز آیات به واسطه چهار چیز واجب مى‏شود:
اول - گرفتن خورشید.
دوم - گرفتن ماه اگرچه کمى از آنها گرفته شود و کسى هم از آن نترسد.
سوم - زلزله اگرچه کسى هم نترسد.
چهارم - رعد و برق و بادهاى سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتی که بیشتر مردم بترسند.
دستور نماز آیات:
نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن اینست که انسان بعد از نیت؛ تکبیر بگوید و یک حمد و یک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد دوباره یک حمد و یک سوره بخواند و به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
در نماز آیات ممکن است انسان بعد از نیت و تکبیر و خواندن حمد، آیه‏هاى یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر از آن را بخواند و به رکوع رود و برخیزد و بدون اینکه حمد بخواند قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همینطور تا پیش از رکوع پنجم، سوره را تمام نماید و بعد از آن به رکوع رود و دو سجده کند و رکعت دوم را به همین دستور انجام دهد و نماز را تمام نماید.
نماز مسافر:
کسیکه مسافر است با شش شرط باید نمازهاى چهار رکعتى را دو رکعت بخواند.
1 - سفر او کمتر از هشت فرسخ نباشد یا بخواهد چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد.
2 - از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد.
3 - در بین راه از قصد خود برنگردد.
4 - سفرش معصیت نباشد.
5 - شغل او مسافرت نباشد.
پس کسیکه شغل او مسافرت است (مانند راننده) باید نمازش را تمام بخواند مگر آنکه ده روز در منزل خود بماند که در اینصورت تا سه مرتبه که مسافرت کند باید نمازش را شکسته بخواند.
6 - بحد ترخص برسد؛ یعنى از وطنش یا جائیکه قصد کرده ده روز در آنجا بماند بقدرى دور شود که دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آنجا را نشنود.
نماز جماعت:
مستحب است که مسلمانان نمازهاى یومیه را به حالت اجتماع بخوانند و ثواب نماز جماعت چندین هزار برابر نمازى است که به تنهائى و فرادى خوانده شود.
امام جماعت باید مکلف و مؤمن و عادل و حلال زاده باشد و نماز را بطور صحیح بخواند و اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد. - باید بین امام و مأموم پرده یا چیز دیگرى نباشد که مانع از دیدن امام شود ولى اگر مأموم باشد بودن پرده و مانند آن اشکال ندارد. - جاى امام بلندتر از جاى مأموم نباشد ولى اگر مقدار خیلى کمى (بقدر چهارت کمتر) بلندتر باشد اشکال ندارد مأموم باید عقب‏تر از امام یا مساوى او بایستد.
احکام نماز جماعت:
1 - مأموم باید غیر از حمد و سوره همه چیز نماز را خودش بخواند ولى اگر رکعت اول یا دوم او رکعت سوم یا چهارم امام باشد باید حمد و سوره را هم بخواند و اگر بواسطه خواندن سوره به رکوع امام نمى‏رسد باید فقط حمد را بخواند و خود را در رکوع به امام برساند و اگر نرسید باید بقصد فرادى نماز را تمام کند.
2 - مأموم باید رکوع و سجود و کارهاى دیگر نماز را با امام یا کمى بعد از امام بجا آورد ولى تکبیره الاحرام و سلام نماز را حتماً باید بعد از امام بگوید.
3 - اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند و به رکوع امام برسد نمازش صحیح است و یک رکعت حساب مى‏شود.

پایان بخش اول

منبع:آموزش دین

  "علامه سید محمد حسین طباطبائى‏(ره)"


/ 0 نظر / 36 بازدید