ولایت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم

پیامبر اکرم ما و هر پیامبرى گر چه به دلیل دین شناسیش از راه وحى و مرتبه والا و بى نظیرى که در این زمینه به اراده و مشیت الهى پیدا مى کند و به دلیل (خلق عظیم )اش به مردم مؤ من پرهیزگار مجاهد در ولایت همگانى مشارکت دارد از ارجحیت و برتریى ذاتى برخوردار است و آن عصمت خدادادى است و برخوردارى از آنچه به اذن خدا از ولایت تکوینى دارد.

ولایت تکوینى خدا مطلق و گسترده و دائمى است چنانکه خود آن را چنین توصیف مى فرماید: انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون . اما همین ولایت در موارد نادرى در تاریخ بشر به پیامبران آن هم در چند لحظه اعطا مى شود.

خود درباره یکى از آن موارد مى فرماید:فسخرنا له الریح تجرى باءمره ما باد را تحت امر سلیمان نبى قرار دادیم تا هر جا دستورش دهد روان شود.

 و عیسى علیه السلام از آنچه خدا به او عطا فرموده چنین حکایت مى کند براى مردم : (من براى شما از گل شکل مرغى مى سازم و در آن مى دمم تا به اذن خدا مرغى شود و کور مادرزاد و آدم برص دار را به اذن خدا شفا مى دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى کنم .)

در عین حال ، خداى قادر متعال به هیچ پیامبرى نه اذن مى دهد و نه روا مى شمارد که در قانونگذارى با او شرکت نمایند: ما کان لبشر اءن یؤ تیه الله الکتاب و الحکم و النبوة ثم یقول للناس کونوا عبادا لى من دون الله و لکن کونوا ربانیین بما کنتم تعلمون الکتاب و بما کنتم تدرسون ...

 جایز و معقول و ممکن نیست که آدمى که خدا به او وحى کرده و حکمت و نبوت عطا کرده به مردم بگوید: بیایید بجاى این که بنده خدا باشید مرا بندگى کنید.

واقعیت این است که او مى گوید: شمایى که کتاب وحى شده الهى را به دیگران تعلیم مى دهید و از روى کتاب هم تدریس مى کنید متصف به صفات الهى بشوید و خدایى عمل کنید. و (آن بشر) نه به شما امر مى کند که فرشتگان و پیامبران را ارباب بگیرید. آیا امکان دارد که به شما پس از این که تسلیم خدا و تعالیمش شده و آنها را در وجودتان بکار بسته اید دستور بدهید که کافر شود؟!
ولایت پیامبر - صلى الله علیه و آله و سلم - بر مردم فقط در امتداد تشریع و هدایت یا ولایت خدا قرار مى گیرد.

خود مى فرماید: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اءولى الاءمر منکم ...

هان اى کسانى که ایمان آوردند، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اختیاردارانى را که از خودتان هستند اطاعت کنید.

 (آنچه را پیامبر آورده است بگیرید و آنچه را از آن نهى کرده است ترک کنید) 

 قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونى ...

بگو: اگر خدا را دوست مى دارید مرا پیروى کنید. این پیروى و اطاعت کردن به خیر و صلاح مردم است و موجب آزادى - عزت و رشد معنوى آنان مى شود:

 لقد کان لکم فى رسول الله اسوة حسنة ... پیامبر خدا براى شما نیکو مقتدایى است.

با توجه به این حقایق ، سلسله مراتب ولایت را که نظام سیاسى توحیدى - وحیانى از آن تشکیل مى شود چنین بیان مى دارد:

 انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤ تون الزکاة و هم راکعون .

در تقدم ولایت پیامبر بر ولایت همگانى مردم ایمان آورده اى که نمازگزار و زکات پرداز و صدقه دهنده حتى در حال رکوع اند و یاد خدا در حافظه شان با یاد بینوایان و محرومان و مستضعفان قرین است چنین مى فرماید: النبى اولى بالمؤ منین من انفسهم پیامبر نسبت به مؤ منان اختیاردارتر از خودشان است .

 فلیحذر الذین یخالفون عن اءمره اءن تصیبهم فتنة اءو یصیبهم عذاب الیم

کسانى که از فرمان پیامبر سر مى پیچند باید بترسند از این که شرایط لغزنده و گمراهى آورى در جامعه پیش ‍ آید و به آنان آسیب بزند یا عذابى دردناک (پس از مرگ ترجیحا) گریبانگیرشان شود.

منبع:کتاب انسان شناسى جلد دوم

 مولف : جلال الدین فارسى

/ 0 نظر / 14 بازدید