سخنان دختر پیغمبر در بستر بیماری

دختر پیغمبر نالان  در بستر بیماری افتاده:

-دختر پیغمبر چگونه ای ؟ با بیماری چه می کنی ؟

  -به خدا دنیای شما را دوست نمیدارم و از مردان شما بیزارم!

درون و برونشان را آزمودم واز آنچه کردند نا خششنودم! چون تیغ زنگار خورده نا برا، و گاه

وگاه پیش روی واپس گرا ، و خداوندان اندیشهای تیره و نارسایند. خشم خدا را به خود

خریدند و در آتش دوزخ جاویدند.

ناچار کار را بدانها واگذار ، وننگ عدالت کشی را بر ایشان بار کردم نفرین بر این مکاران

ودور بوند از رحمت حق این ستمکاران.

وای بر آنان. چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد؟وخلافت بر پایه های نبوت استوار ماند؟

..........

..........

............

به خدا سوگند ، اگر پای در میان می نهادند، و علی را برکاری که پیغمبر بعهده او نهاد می گذاردند، آسان آسان ایشان را به راه راست می برد. و حق هریک را بدو میسپرد، چنانکه کسی زیانی نبیند وهرکس میوه آنچه کشته است بچیند. تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سیر و زبونان در پناه صولت او دلیر می گشتند. اگر چنین میکردند درهای رحمت از زمین وآسمان به روی آنان میگشود.

اما نکردندو به زودی خدا به کیفر آنچه کردند آنان را عذاب خواهد فرمود.

شگفتا ! روزگار چه بوالعجبها در پس پرده دارد و چه بازیچه ها یکی از پس دیگری برون می آرد. راستی مردان شما چرا چنین کردند؟ وچه عذری می آوردند؟ دوست نمایانی غدار . در حق دوستان ستمکار و سرانجام به کیفر ستمکاری خویش گرفتار.

سر را گذاشته به دم چسبیدند. پی عامی رفتند واز عالم نپرسیدند . نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند . وتبهکاری خود را نیکوکاری می پندارند .

وای بر آنان  . آیا آنکه مردم را به راه راست میخواند ، سزاوار پیروی است ، یا آنکه خود راه را نمیداند؟ در این باره چگونه داوری می کنید؟.

به خدایتان سوگند ، آنچه نباید بکنند کردند. نواها ساز و فتنه ها آغاز شد. حال لختی بپایند ! تا به خود آیند ، و ببینند چه آشوبی خیزد و چه خونها بریزد! شهد زندگی در کامها شرنگ وجهان پهناور بر همگان تنگ گردد . آنروز زیانکاران را باد در دست است و آیندگان بگناه رفتگان گرفتار و پای بست .

اکنون آماده باشید! که گرد بلا انگیخته شد تیغ خشم خدا از نیام انتقام آهیخته. شما را نگذارد تا دمار از روزگارتان بر ارد ، آنگاه دریغ سودی ندارد.

جمع شما را بپراکند و بیخ و بنتان را برکند . دریغا که دیده حقیقت بین ندارید . بر ما هم تاوانی نیست که داشتن حق را ناخوش می دارید.

اما دیری نپائید که آنچه دختر پیغمبر در بستر بیماری و نیز روزهای پیش در جمع مسلمانان از آن خبر داد ، ومردم را از پایان آن ترساند تحقق یافت.

منبع:زندگانی فاطمه زهرا (س)

نویسنده:" استاد مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی"

 

/ 5 نظر / 15 بازدید
انسانم آرزوست

ایام بر شما تسلیت باد. سلام دوست من . با موضوع جدید در خدمتم[گل]

دعوت

سلام ختم قرآن رجب تا رمضان(88روزه) 90 ختم دسته جمعی برای شما با برنامه قرائت متغیر منتظریم یا حق [گل]

علینقی

سلام ممنون که به یاران مهدی سر زدید مطلب خواندنی ای بود یا علی

Sonya Pezashkian

سلام. وبلاگ بسيار پرمحتوا، زيبا و مفيدي داريد. مدتي هست که وبلاگ شما و مطالبش رو با اشتياق تمام دنبال ميکنم. اولا خواستم که ازتون تشکر کرده باشم. بعدشم بخاطر قدرداني از زحمات بدون چشمداشتتون شما رو با يک وبسايت رايگان افزايش ترافيک و بازديد کننده واقعي که تاثير خيلي زيادي تو افزايش ترافيک و افزايش فروش محصولات و درآمد اينترنتي وبسايت و وبلاگهاي من داشته آشنا کنم. اين وبسايت تو يک مدت کوتاه بيش از يک ميليون بازديد کننده واقعي به وبلاگ يا وبسايتتون ميفرسته. http://www.yexan.com حيفه که اين يک ميليون نفر از ديدن وبلاگ پر محتوا و زيباتون بي نصيب بمونن. به اميد ديدار در قله هاي موفقيت

محمد علي

سلام دوست عزيز اقا ببخشيد تا حالا نتونستم جواب نامه شما را بدم چون خيلي سرم شلوغ بود به هه حال خيلي ممنون كه امدي و نظر دادي عزيز من با اجازه شما از وب شما يه مطلب كپي كردم كه البته ادرس شما را در منبع اون درج كردم دوست عزيز اگر دوست داشتي ميتوي من را با اسم " اقا امام زمان " ادكني و بعد از اين كه من را اد كرد به من خبر بده كه من هم شما را اد كنم دوي ليست دوستان خوش حال ميشم كه بتونيم با هم يه تبادل لينكي داشته باشيم موفق باشي محمدعلي