نقش سیاست و حکومت در صلاح و فساد مردم

 به بیان على (ع ) با تغییر قدرت و حکومت ، زمانه و همه چیز تغییر مى یابد:

((اذا تغیر السلطان تغیر الزمان .))

هرگاه (اندیشه و کردار) سلطان تغییر کند (اوضاع و احوال ) زمانه تغییر مى کند.
در حاکمیت ستم ، میدان عمل براى نیکان بسته و حرمتها شکسته است ؛ بدکاران از هر قیدى رسته و راستکرداران به خوارى نشسته اند، چنانکه امیر مؤ منان (ع ) فرموده است :
((تنهد فیه الاشرار و تستذل الاخیار.))

بدان در آن روزگار بلند مقدار شوند و نیکان خوار.

چنانچه زمامداران خودسر و حاکمان خیره سر، رشته امور را به دست گیرند، شایستگان را خوار، و بى مقداران را فرا مى کشند و دست به تباهى مى زنند که در این صورت موانعى بلند فرا راه کمال آدمیان ایجاد مى شود. این سنت خودسران و مستبدان است .


((قالت ان الملوک اذا دخلوا قریة افسدوا و جعلوا اعزة اهلها اذلة و کذلک یفعلون .))
گفت : پادشاهان چون به سرزمینى درآیند تباهش کنند و عزیزان مردم آن را خوار گردانند. (آرى پیوسته ) چنین مى کنند
.


این حقیقت در سخنان پیشواى موحدان ، امیر مؤ منان (ع ) مکرر آمده است ؛ از جمله فرموده است :
((اذا ملک الاراذل هلک الافاضل .))
هرگاه زمام امور به دست سفلگان افتد برتران هلاک شوند.
((اذا استولى اللئام اضطهد الکرام .))
هرگاه فرومایگان مصدر امور شوند گرانمایگان درافتند و مقهور شوند.
((اذا فسد الزمان ساد اللئام .))

هرگاه روزگار تباهى پذیرد فرومایگان سرورى یابند.

منبع:سیرى در تربیت اسلامى

مؤ لف : مصطفى دلشاد تهرانى

/ 0 نظر / 8 بازدید